بديع الزمان فروزانفر
151
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
شايد بودن . و بعضى گفتند هنباز خداى بود . و در ميان اختلاف افتاد . تا همه با هم حرب كردند و مسلمانان همه كشته شدند چنان كه از ايشان چهل تن بيش نماند . آن گاه آن معلوم كاردى در شكم خويش زد و خود را بكشت و كافر از اين جهان بيرون شد . و آن چهل تن از ميان خلق بيرون شدند و بكوهها رفتند و صومعها ساختند تا وقت پيغمبر عليه السّلام . » ص 398 - 396 . اين داستان ساختگى و مجعول است ولى بعضى نكات درست در آن هست ، مطالب نادرست نيز دارد ، اينكه بولس در اصل يهودى و در آغاز كار از مخالفين سر سخت مذهب مسيح و از علماى يهود بود صحّت دارد مثل اينكه حواريّين نيز در اوّل امر يهودى بودند ولى او پس از آن كه بدين مسيح گرويد از روى صدق و صفا در بيان اصول مسيحيّت و ترويج آن كوشيد و يكى از بنيان گذاران دين مسيح بود كه مسيحيّت را از كيش يهود جدا ساخت و عالمگير و دنيا پسند كرد و سرانجام بر سر همين مجاهدت بفرمان نرون بقتل رسيد ، بنا بر مشهور در سال 64 يا پس از 67 ميلادى و بنا بر اين ، خودكشى او كه در روايت ابو الفتوح و قصص الانبياء مىخوانيم به هيچ روى درست نيست . يعقوب كه مذهب يعقوبيّه به دو منسوب است و نسطور مرعشى كه نسطوريان به دو انتساب دارند هيچ يك معاصر بولس نبودند ، اوّلين در قرن ششم و دومين در قرن پنجم مىزيسته است ، ملكا نيز نام شخصى نيست و مذهب ملكايى طريقهء پيروان كنيسهء رم و بمعنى مذهب ملكى و پادشاهى است . بىشك سازندگان اين روايت اطّلاعات و مسموعاتى در بارهء آغاز كار بولس و عمل او در جدا كردن مسيحيّت از دين يهود داشتهاند و اين حكايت را بر اساس اختلاف فرق مسيحى معروف ساخته و پرداختهاند . جع : قاموس كتاب مقدّس در ذيل : پولس ، محيط المحيط در ذيل : ملك ، عقب ، نسطور . مولانا بر اساس روايت ديگر يا بر حسب اطّلاعى كه شخصاً از فدا كاريهاى بولس داشته نام او را ازين داستان بكلّى حذف كرده و اين ماجرا را بوزير